عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

233

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

عنه نامه نوشت سوى براز بن [ 1 ] ماهويه دهقان مرو ، تا خراج به جعده گذارد . و جعده بمرو آمد ، و براز به همه دهقانان مرو نامه نوشت : بطاعت داشتن جعده ، اندر گزاردن خراج ، و جعده بسيار فتحها كرد اندر خراسان ، و پسر او عبد اللّه هم چنان ، در حرب جمل [ 2 ] كه به بصره بود اندر سنه ست و ثلثين و حرب صفين [ 3 ] كه على عليه السلام با معاويه كرد اندر سنه سبع و ثلثين بود . عبد الرحمن بن ابزى الخزاعى پس على رضى اللّه عنه ، خراسان مر عبد الرحمن بن ابزى را داد ، و عبد الرحمن مرد خردمند و پاكدين بود ، و با مردمان محاملت [ 4 ] كرد ، و رسمهاى نيكو نهاد ، و هنوز او بخراسان بود ، كه على رضى اللّه عنه فرمان يافت . و حسن بن على رضى اللّه تعالى عنهما بجاى پدر بنشست . معاويه حيلها كرد ، و عمرو بن العاص اندر ميان ، و سر ايشان [ 5 ] برگردانيد تا خويشتن را از خلافت نزع كرد ، و عمرو بن عاص معويه را گفت : حيلت آن ساز ( كه ) حسن خويشتن را بر ملا خلع كند و خطبه كند . و ( با ) معويه مقاومت نتواند كرد ، و با كيد او بر نيايد . بر پاى خاست و خطبه كرد ، كه پارسى آن چنين بود كه :

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : با براز ؟ كه شرح آن در احوال امير گذشت . [ ( 2 - ) ] هر دو : حمل ؟ ولى حرب جمل در موضع خريبه روى داد ، چون درين جنگ حضرت عايشه ( رض ) بر اشترى سوار بود ، و آن را در جنگ پى كردند ، اين واقعه به جمل شهرت يافت . [ ( 3 - ) ] صفين : بكسر صاد و تشديد فاء مكسوره جائى ست نزديك رقه بر كنار غربى فرات ( مراصد 2 ر 846 ) . [ ( 4 - ) ] محاملت : حلم و بردبارى . ن : مجاملت . [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه . ن : ور ايشان ؟